پهنای غروب   

اهدا به روح پاک همسرم

*

      پهنای غروب

*

روزن دل را گشودم خاطراتت باز شد

فلم  رنگارنگ  عمر از  اولش آغاز شد

لحظه های تلخ تنهایی مرا تک تک نواخت

تا نوار  آشنایی ها ز سر دمساز شد

از دهِ  امید ها  تا شهر  سرما  آمدی

کوچه از بال پرستو  محرم  پرواز شد

خانه ی ما محفل سرمایه های مهر بود

حاصل عشق من و تو  کودکان ناز شد

*

ناگهان فریاد تیر از باغ الفت سرکشید

طوطی شیرین کلام بخت بی آواز شد

دست مرگ از آشیان ما ترا با خویش برد

هرچه بود از ساز خوشبختی به ما ناساز شد

آفتاب ما به پهنای غروبی غوطه زد

روز ما با ظلمت و بیچاره گی همراز شد

*

*

لینک
شنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸۸ - کریمه ملزم پرکار

   درام خاموشی   

*

            درام خاموشی

*

به کوچه های دلم ازدحام خاموشی ست

فضای سرد سکوتم دوام خاموشی ست

گلوی مرغ  سعادت  انیس  سرمه شده

که ضربه های زمان نیز  رام خاموشی ست

همیشه  یاورکان  سکوت  می  گریند

به صحنه های حیاتم درام خاموشی ست

ز باغ زمزمه ام  صبح  و  مرغکان رفته

دوام تشنگی و زنگ شام خاموشی ست

صدای مهر  غنوده به  تخت حنجره ها

نصیب سالک بختم  مقام خاموشی ست

چو عاقبت به نگاه تو می کند  وصلم

در احتفال دلم  احترام خاموشی ست

*

*

 

لینک
دوشنبه ٥ امرداد ،۱۳۸۸ - کریمه ملزم پرکار