هستی ی ابر   

   سلام خدمت همه عزیزانی که پیوسته این دروازه را باز می کنند.

   چندی در سفر بودم و مدتی هم مریضی ی شدیدی عاید حال کمپیوترم  گردیده بود تا بالاخره هستی خود را به ما و شما بخشید و ناگزیر جایش را با کمپیوتر جدید پر کردم.

  این هم تازه ترین سروده ام که پیشکش شما عزیزان می کنم:

*

            هستی ی ابر

*

وه   که ابر تیره  باز  آهنگ  باران می کند

قطره قطره ناله اش را تیت و پاشان می کند

می خرامد  ساده ساده  تا  از آهنگ نسیم

خویش را می بارد،  اینجا را گلستان می کند

بیشه ها را بسته می شوید  ز  گرد روزگار

آب رحمت  بر لب  خشک  بیابان می کند

آذرخش از  خشم آتشبار    قمچین می زند

این غبار آگین، جگر را زیر دندان می کند

می رود از خویش تا خورشید، روشن بشکفد

بخت خود تاریک و عالم را درخشان می کند

خوبتر بنگر ،   غبار  قلب  تنگ  آسمان

هستی ی خود را به ما و عشق گریان می کند

*

*

*

لینک
دوشنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۸ - کریمه ملزم پرکار