نفسگاهِ باغ   

*

 

نفسگاه باغ

*

 

خنجر زدی، درخت دوباره شهید شد

نسلِ  شگوفه،  بارِ  دگر نا امید شد

 

بر شاخه های سرو که موسیچه خانه داشت

قربانی تفنگ، دمی که پرید شد

 

آهسته سوخت باغ و تلاشی ثمر نداشت

هرچند شاخه ها همه گـُـردآفرید شد

 

روحِ  طراوتی که نفسگاهِ باغ بود

یکباره از زمینِ  خدا ناپدید شد

 

قفل است نامِ دیگرِ  دروازه ی امید

کز بختِ  بی سعادتِ  ما بی کلید شد

*

*

 

لینک
جمعه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - کریمه ملزم پرکار