به دو ستان و عزیزان که به این ادب کده قدم میگذارند سلام و درود بهاری نثار شان باد  اینک سروده ی بهار گلریزان تقدیم شما باد  و طراوت  تازه گی هم راه و همسفر تان .

                                                سبزینه ها

ابر رحمت برزمین خسته باریدن گرفت

نطفه ها در شورش آمد خاک بالیدن گرفت

تا نیازی برلب سبزینه ها شد رو نما

شاخه های نو ر از خور شید تابیدن گرفت

دست قدرت شد نهاد اتحاد باد و مهر

نارسی تا پختگی یک ضرب رقصیدن  گرفت

برکویر آرزو   باران هستی  تا دمید 

تشنگی  در جنبش امد بی تو  نالیدن  گرفت

از تو گفتم غنجه ها در خنده آمد نا گهان 

رویشی آهسته در من باز شوریدن گرفت 

برگه های دفترم از یاد تو پر شعر شد 

خون ذهنم در قلم صد بار  توفیدن گرفت 

آتش احساس تو در در خویش بردم یک نظر

چای جوش مهر در افکار خندیدن گرفت 

شاخه هارا بین ره دیدم فتاده از درخت 

باغ پیش خانه ام یک بار لرزیدن گرفت 

لینک
سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳٩۱ - کریمه ملزم پرکار