کنده’ دوزخ   

سلام حضور همه عزیزان گرانقدر!

از همه دوستانی که در غیابتم این در را باز نموده اند ابراز سپاس و قدر دانی می نمایم. شما عزیزان  خانوادهء معنوی من را تشکیل می دهید.

بعد از سفر های طولانی، سروده ای را پیشکش تان می دارم.

خدا همیشه همراهتان باد!

*

        کندهء دوزخ

*

در مردن ِ امید ِ دلم بسکه عذاب است

نوریکه ز هر روزنه تابد به حجاب است

انبوه ِ سواران ِ غم و فوج ِ حوادث

در دلکدهء بی سر ِ من پا به رکاب است

آن جغد ِ جنایت شده امروز کبوتر

از جنس ِ ریا هر چه به رُخ بسته نقاب است

در آتش ِ خود خواهی ات ای کُنده ی دوزخ !

این ملت ِ ما را جگر و سینه کباب است 

آن چشمه که بر تشنه لبان وعده نمودی

سوگند به دریای حقیقت که سراب است

هر دیده نمی دارد و هر سینه ز تو غم

بر قلع و قم تو چقدر جای ثواب است 

ای تفرقه آباد ِ شرر ریز ِ سیه دست !

سر تا قدم ِ خانهء ما از تو خراب است

 

لینک
یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٧ - کریمه ملزم پرکار