با نام تو   

حضور یکایک شما عزیزان سلام و عرض ارادت دارم.

این هم غزلی که تازه سروده ام:

*

با نام تو

مهر گل کرد از طلوعی، غنچه ها خندان شدند

تا نسیمی جلوه گر شد شاخه ها رقصان شدند

بوی مستی آنقدر  بالا  شد از  گلپونه  ها

قطره  قطره  ابر  ها در بیخودی باران شدند

رمز و سحرِ گشته پنهان زیرِ سترِ سردِ خاک

با زبانِ سبزِ سبزه  هر طرف عُریان شدند

استخوانِ باغ دیگر بی نمود و خسته نیست

تا که پیدا شد طراوت، شاخه ها پنهان شدند

هر چه می بینم کنون عکسِ ترا دارد به خود

جمله با نورِ تجلی ی رخت یکسان شدند

آیه آیه در گل و باغ و چمن می خوانمت

این همه در چشمِ من گنجینه ی قرآن شدند

 ریشه زیرِ خاکِ خسته همچو ملزم تشنه بود

قطره  ها  با نامِ  تو  از  آسمان  پایان  شدند

 

لینک
شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸۸ - کریمه ملزم پرکار