حضرت دریا   

سلام خدمت همه دوستان!

برای مدت طولانی انترنیت در دسترس نداشتم، اکنون به فضل خداوند متعال، مشکلات رفع گردید. 

این هم یک سرودهء تازه پیشکش شما:

*

 

حضرت دریا

*

بیا ای معنی سبزِ نوارِ زردِ فریادم

نمایشنامه ی لبخندِ تلخِ  شورِ ایجادم

به شاخ و برگِ خشکِ باغ،  ابر استی و آب استی

و سی بار آیه آیه عشق را با  نور بگشادم

عروجِ شاخِ شمشادم

 

ردای کهنه ام را در نگاهت شستشو کردم

ز تارِ پنبه ی خورشید درزش را رفو کردم

شرابِ عشق را با نامِ تو بینِ سبو کردم

ز باغت گل گرفتم یک به یک در لای مو کردم

شمیم از دامن صبحی به پای شب فرستادم

عروجِ شاخِ شمشادم

 

نوازش می کند یادت میان جمع تنهایم

پر از تو می شود پیوسته ظرفِ  آرزوهایم

چو صدبرگی شکوفد غنچه گی های معمایم

چنان کرده بهشت این جا حضورت بین رویایم

که پندارم که در دامان مادر طفل نوزادم

عروجِ شاخِ شمشادم

 

نمی بودی اگر درمن، جهانم لاابالی بود

چراغِ هستی از لطفِ نوارِ نور خالی بود

سلام ای حضرتِ دریا! که بی مهرِ ترت دایم

زمینِ خسته زیر بالِ شومِ خشک سالی بود

درین ویرانسرا از دستِ لطفت شاد و آبادم

عروجِ شاخِ شمشادم

*

*

لینک
شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٩ - کریمه ملزم پرکار