با سلام گرم  محبت به عزیزان و دوستان که به این جا سری میزنند   این سروده  را تقدیم شما عزیزان 

                                  یک لحظه وطن داری 

دو عالم ابر در من بسته شد دارد گهر باری 

به چشم خواب من ریزد نمک آزار  بیداری

عذاب حجم غم ها روی دوش چشم من بار است

و درد روح هم هر لحظه دارد دیده آزاری 

کجا هم کاسه ی یابم در این جا سفره می گرید 

فقط با خویش میگویم  زتنهای گرفتاری 

مرا عزلت هزاران مرتبه به از چمن گردی 

که اینجا بشکفد از خاطراتم بوی   گلکاری 

نیابی و ازه ای زیبا تر و شیرین تر از میهن 

تمام عمر  را گر خط به خط در سینه بماری 

هزاران بار سنجیدم نمی ارزد نمی ارزد

سریر ملک بیگانه به یک لحظه وطن داری 

 



لینک
چهارشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٢ - کریمه ملزم پرکار