فاتحه ی باغ

دوستان بسیار مهربان و گرانقدر !

آرزو مندم در پناه خداوند یگانه بسر ببرید. تازه ترین سروده ی خزانی ام را برای تان تقدیم می دارم. کاستی ها را ببخشید.

*

فاتحه ی باغ

*

دوباره خاطرِ  سردِ  چمن پریشان است

تمامِ  مزرعه بی طاقت و هراسان است

چه هیبتی به شمالِ  خزان   وطن کرده؟

که شاخه شاخه ی اندامِ  باغ لرزان است

دگر ز حنجره ی جوی، لطفِ  سبز مجوی

که تشنگی به لبِ  برگ ها نمایان است

به بی زبانیِ  تلخِ  درخت می گریم

که نیست پیرهنی بر تنش ... و باران است

رسیده طالبِ  پاییز تا شمالیی باغ

صدای فاتحه ی تاک های سوزان است

پرنده ها به پرستاری اش نمی آیند

ز نبضِ  شاخه شنیدم که فصلِ  پایان است

*

*

/ 103 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید نوری

استاد ملزم شعر های شما همیشه قابل تقدیر است فصل سوم سالی صبور باران می آید در ماه آب ها و ابرها و چترهای بیب خورده چرت می زنند با مفاصل دردناکشان کنار بخاری باران می آید و کسی روی بخار شیشه با کلمات خیس کلمات ممنوع طوری نوشته که انگار تمام راههای جهان به تو می رسند

وحید نوری

فصل سوم سالی صبور باران می آید در ماه آب ها و ابرها و چترهای بیب خورده چرت می زنند با مفاصل دردناکشان کنار بخاری باران می آید و کسی روی بخار شیشه با کلمات خیس کلمات ممنوع طوری نوشته که انگار تمام راههای جهان به تو می رسند

مروت

سلام دوست عزیز خیلی تشکر از این که یکبار دیگر به دریچه رویایی عشق داخل شدید و نظر پر بهای خود را نثار آن نمودید. غزل خزانی تان ار خواندم خیلی بزیبا و دل انگیز است. کامیاب باشید.

نوید

با عر ض سلام ودرود خدمت شما استاد محترم ملزم صاحب شعر خزانی تان را خواندم بسیار مقبول بود به امید موفقیت های هرچه بیشتر فرهنگی شما . نوید از شهر باستانی غزنه

نوید

با عر ض سلام ودرود خدمت شما استاد محترم ملزم صاحب شعر خزانی تان را خواندم بسیار مقبول بود به امید موفقیت های هرچه بیشتر فرهنگی شما . نوید از شهر باستانی غزنه

نوید

با عر ض سلام ودرود خدمت شما استاد محترم ملزم صاحب شعر خزانی تان را خواندم بسیار مقبول بود به امید موفقیت های هرچه بیشتر فرهنگی شما . نوید از شهر باستانی غزنه

نوید

با عر ض سلام ودرود خدمت شما استاد محترم ملزم صاحب شعر خزانی تان را خواندم بسیار مقبول بود به امید موفقیت های هرچه بیشتر فرهنگی شما . نوید از شهر باستانی غزنه

بی امان

سلام شبیه به طوفان به روزم مانا باشید

انجمن فرزانگان کویر

با سلام پرهيز كن از شتاب كرن در كارها پيش از رسيدن زمان آنها ....... تو خود از كدام شهري كه زدوستان نپرسي مگر اندر آن ولايت كه تويي،وفا نباشد؟ انجمن فرزانگان كوير