جلوه گاه نور

*

 نالهء بالا بلندم جز سکوت بیش نیست

راحت هر لحظه ام جز مستی ی تشویش نیست

 

یک نیستان ناله می رقصد ز خاموش لبم

هر که را آتش به فریاد آورد زان کیش نیست

 

داغم از دلپروریهای فریب انگیز غیر

در رگ جان بوسه گاه مار را جز نیش نیست

 

در وصال از خود اگر دم زد کسی بیگانه شد

چشم یک بین از طریق ماست، احول خویش نیست

 

از زمین بوسی  تلاش روشنایی میکنم

جلو گاه نور جز در خانه ی در ویش نیست

 

/ 110 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

سلام کریمه جان منتظر شعر بعدی ات هستیم مارا منتظر مگذار. شاد باشی.

سهراب

سلام شعر بسیار زیبایی بود ذهن زیبا و خلاقی دارید. با چند کاریکلماتور در ماهنامه طنز و کاریکاتور بچه مشد به روزم. شاد و پاینده باشید[گل]

بارش

سلام خواهر نهایت محترم! در مورد ویبلاک تان فقط میتوانم بگویم که ریباست خواهران نسبت به برادرن مهربانتر هستند شما لطف نمودید از لطف تان جهان سپاس بازهم به سوی ما سری بزنید روزهایت ارغوانی باد خواخرم

سید محمد امین عالمی

سلام بر شما باور با "یاسای ویران گر " به روز و منتظر حضور گرم شما است در ضمن با تبادله ی لینک موافقی؟ خبرم کن بدرود

شکوفه

سلام کریمه جان عزیز با مطالبی در شکوفا و نگارینه به روزم.

یاسمن

سلام دوست عزیز.... با حضورتون منو خوشحال کردین... من شما رو لینک می کنم .... [گل][لبخند][گل] . . . . .سر بلند باشید...[لبخند]

یاسمن

آنکه می‌خواهد روزی پريدن بیآموزد، نخست می‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن را یاد بگیرد.... [گل][گل][گل][گل][گل]===[گل]===[گل][گل][گل][گل][گل]

یاسمن

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] بیاموزیم ستاره نیستیم, ابر هم نباشیم که جلو درخشش ستاره ها را بگیریم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] •*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•

علی(اشعار عاشقانه)

یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر پر سوز ترین گدازه از عشق بگیر در هر نفسی که می تپی ای دل من یادت نرود اجازه از عشق بگیر حرف آخر و اول را حتما باید از عشق بگیریم چون خود عشق عشق را آفرید

افغان

سلام او احترام ډير ښايسته غزل دي په تيره بيا دغه بيت مې ډير خوښ شو یک نیستان ناله می رقصد ز خاموش لبم