سرشت گریه

 

سرشتِ  گریه

*

دلِ  من به بید سوزد که همیشه بر ندارد

و به فصلِ  حقه بازی خبر از تبر ندارد

 

لبِ  پر زبحث دارد دلِ  تنگِ  رستنی ها

ز بیانِ  سبزِ  جنگل دلِ  ما خبر ندارد

 

بپزد تبارِ  میوه ز تبِ  زمین و نبضش

بزند ز گردشِ  عمر و به ما اثر ندارد

 

دو سه هفته  گریه می کرد به باغ دخترِ  ابر

که چرا زبانه ی برگ سرودِ  تر ندارد

 

ز سرشتِ  گریه هایش نفَسِ بهار رویید

که به جز تبِ  طراوت، سفرِ  دگر ندارد

 

و خدای آسمان ها ! چقدر که گریه کردم

ز چه باغِ  ماست تشنه؟ و چرا ثمر ندارد؟

*

*

/ 24 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آریان

با سلام "دیروز" گذشته است و "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد لحظه "حال" را دریاب آریان

جوادی

سلام.نظرت راجع به شعر آخرم چیست؟

انجمن فرزانگان کویر

با سلام بی تفاوتی دردناک ........... می خواستم بگویم : ........ ( گفتن نمی توانم ) انجمن فرزانگان کویر عید بر شما مبارک باد

کریمه ملزم

درود به ارین عزیز. با معذرت تلاش بیشتری نمودم تا جواب برای پیام شما داشته باشم شور بختانه که موفق به باز شدن وب سایت شما نشدم امید است مشکل منرا به بی اعتنای توجه ننماید با محبت.

ناجیه هنرفر

سلام به خانم ملزم پرکار عزیز عزیز [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]چقدر زیبا سرده اید. مدت ها میشد که سر به ویبلاکم نزده بودم. امروز امدم خواندم . لذت بردم.دستان که لطیف ترین دست ارامش دهنده ترین دست هاست میبوسم.باور کنید وقتی نام از شما میشود.ان دستان مهربان که با گرفتنش با من سخن ها گفت احساس میکنم. زنده و سلامت باشید..[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

ناجیه هنرفر

من دوباره امدم. خانم ملزم اغای سپاس در درفیسبوک یک عکس دنیا جان را گذاشته که همه اشخاص مصلح در اطرافش بودند. بسیار وحشت ناک بود. ولی هیچ توضیع نداده بودند.اگر در باره ای ان توضیع بدهید . انها کی ها بودن. چرا همه قهر و دست به ماشه بودند. خوش میشوم. .. سلامت باشید.

نیلا

زندگی الفبای پیچیده ای شده است ...

mohammad rasouli

be khodam mibalam ke vatani ba hamchin ensanhaye khallaghi daram... be omide afghanestani abad.. na na eshtebah shod be omide SHOROOYI baraye dashtane afghanestani abad... az afradi hamchon shoma khaheshmandane khastaram baraye in SHOROO mohiti faraham va gami bardarid doostdare shoma VATAN..