یک شکسته نور

 

 

         یک شکسته نور

 

از بس که خانه با من بیمار گریه کرد

تصویر خنده خسته شد و زار گریه کرد

 

حجم دراز نای  غم و درد بی شکیب

دل از وقوع حادث تکرار گریه کرد

 

پهنای آسمان مرا بسته ابر غم

بغض درون سینه الم بار گریه کرد

 

آمد نوید صبح ز ظلمات شب به ما

بنیاد  سست عهد، ز اقرار گریه کرد

 

زهری درون سینه ز افعی غصه هاست

از پیچ وتاب درد به هر بار گریه کرد

 

از هیچ روزنی نوزد یک شکسته نور

بر روز های تیره  وطن دار گریه کرد

 

از حد گذشت دوری یاران و هم  وطن

از شوق وصل، غربتِ ناچار گریه کرد

 

اطفال جنگ پیر شد از صلح نا پدید

کشتار ها به عرصه ی پیکار گریه کرد

 

قلب غریب آب شد و قطره قطره ریخت

یعنی شکسته بود که بسیار گریه کرد

 

 

 

/ 129 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوذر اکبری

این روزا دل واسه گفتن دیگه پروا نداره برای تو رو شنفتن دیگه اما نداره دیگه پژمرده خیال اطلسی دیگه می میره فِراق و بی کسی اقاقی فرصتِ گل دادن نداشت اما می دونم به دادم می رسی نبض آغاز توئه تو شعر من اون همه رنگای شاد و فانتزی میدونم دلت گرفته از هوا اما دَم بده تو تنها نفسی [دست][گل][بغل]

غزل

سلام ممنون که به وبلاگ من سر زدی وبلاگ خوب و زیبایی داری قشنگ مینویسی خوشحال میشم باز هم به من سر بزنی دلت خوش و لبت خندون[گل]

اصغر معصومی

... من سکوتم ، سکوت یک مرده ! سایه ی یک صدای سر خورده یک اتاق همیشه در بسته یک عبوس همیشه آزرده سلام دوست ..... بعد از ... بعد از ... بعد از ... حرفی نیست اما بیا ! روز موقت 2 به روز و منتظر حضور شماست برقرار باشی

پرویز

درود بر کریمه ی عزیز و ممنون از این که سر زدی لطفا بازم از این کارا بکن شعراتو می خونم

عسل

سلام دوست نازنین من.........! ممنون از نظر لطفت....[لبخند] باز هم بیا پیشم.........[گل][خداحافظ]

امیدمیلاد

سلام همه شعر خیلی زیبا بود ولی بنظرم از همه قشنگتر اینجایی شعر بود: پهنای آسمان مرا بسته ابر غم بغض درون سینه الم بار گریه کرد خوب موفق باشید راستی شما چرا خیلی دیر شده که چیزیی نمی نوسید ما منتظریم تا باز از شما بخوانیم بدرود

کیمیا

سایت بسیار جالبی دارید. موفق باشید .