چند رباعی

سلام خدمت همه عزیزانی که این دروازه را می گشایند.

مدتیست نمی توانم پیوسته از انترنیت استفاده کنم، اگر در جواب دادن به عزیزان تاخیر صورت می گیرد، معذورم.

این چند رباعی جدیدم را پیشکش شما عزیزان می نمایم:

*

*


  پیراهنی از خروش بر تن دارم

در جنگل فریاد شکفتن دارم

تصویرِ  هزار و یک گلِ رنگه ی غم

جمعیست که دور و پیشِ  دامن دارم

*

مهر تو زلال آرزو های من است

سرمایه ی احساس بلندای من است

تشریح نهاد من ز چشمت جاریست

تصویر تو آیینه ی فردای من است

*

از بام افق طلیعه ی نور دمید

پیغام سپیده را زمین باز شنید

سجاده ی اعتماد دل ها شده باز

کز باغ دعا هزار گل باید چید

*

دردیست به جان و دل بی همنفسم

در بستر ایام درون قفسم

کو دستی که این پنجره را باز کند

تا اوج فلک های تمنا برسم

*

شالِ سرِ من سیاه مشکین رنگ است

بخشیده ی آن عزیز خوش آهنگ است

نجوای پیاپی اش چنین زمزمه ایست

شالیست جهان که پوش صد فرهنگ است

*

بوسیدن دستم از قلم خوشنود است

راهی که کنون می روم او پیمودست

من جاده ز دل گزیدم او ریزش اشک

دیدار تو اینچنین به ما فرمودست

 *

*

 

/ 88 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انجمن فرزانگان كوير

با سلام حكيمي پسران را پند همي داد كه............. سخت است پس از جاه ، تحكم بردن خو كرده به ناز ، جور مردم بردن انجمن فرزانگان كوير

سعيد ايرواني

سلام دوست عزیز بسیار جالب و زیبا و پر محتوی بود لذت بردم به ما هم سر بزنید

ع

سلام وب زیبای دارید نظرمن نیک است

صائب

سلام دوست هدل وهمزبان شعرهاتان زیبات!موفق باشدوجوششذوقتانهمواره وهمیشگی[گل]

صائب

سلام دوست هدل وهمزبان شعرهاتان زیبات!موفق باشدوجوششذوقتانهمواره وهمیشگی[گل]

خدابخش صالحي

سلام تشكر از حضور تان باز هم در ا ين صفحه ي جديد منتظر تان هستم

الفت ملزم

سلام خواهر مهربانم! امیدوارم که صحتمند باشی. خیلی زیبا سروده ای لزت بردم افتخار میکنم به وجودت. با سروده ی تازه منتظرحضورت هستم. کامیاب باشی.

صدایی در سکوت تلخ

از بام افق طلیعه ی نور دمید پیغام سپیده را زمین باز شنید سجاده ی اعتماد دل ها شده باز کز باغ دعا هزار گل باید چید سلام زیبا سروده اید... مثل هر نوشته ی دیگرتان. سلامت باشید

محمد اکرام بسیم

خیلی زیبا می سرائید عزیز در مورد شعر جدیدی که گذاشتید هم خواستم نظر بدم ولی نمی دانم چه مشکلی داشت نشد ولی سروده های تان درکل زیبا و لنشین و مستحکم اند ز تارِ پنبه ی خورشید درزش را رفو کردم[گل] پر از تو می شود پیوسته ظرفِ آرزوهایم[گل] واقعن عالیه....