بذر جهل

سلام و عرض ادب خدمت همه عزیزان !

از این که بعد از مدت طولانی دست رسی به انترنیت یافتم از همه معذرت می خواهم.

این هم سروده ی تازه ام زیر نام:

*

                         بذر جهل

*

از فرا خوان ِ غمی دل باز طوفان می کند

آسمان تار چشمم  میل باران می کند

خامه می گرید مرا در بستر  کاغذ مدام

حجم درد  ملتم را  آه و افغان می کند

ناله ی بی سرپناهان سر کشد تا آسمان

قتل عام دیگری فوج  زمستان می کند

چشم کودک با صدای اسلحه وا می شود

بازی بازی همره ی ابزار شیطان می کند

اینطرف تر ها جوانان را جهان، آسایش است

نوجوان میهنم  را  غصه مهمان می کند

بانوان  با  پرده ی شوم  تعصب  ناگزیر

می دهد سر آن که همت کرده عصیان می کند

دزد ها  بر  قفل های کشور  ما   حاکمند

ماجرا را پاسبان خانه پنهان  می کند

حاصلات مزرع ما  آتش است و انفجار

بذر جهل از بس خشونت را فراوان می کند

*

*

*

/ 116 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خالد

درود و سلام خدمت عمه نازنینم . واوا عمه جان واقعآ مثل همیش لزت بردم از خواندن شعر زیبایتان عمه جان کدام چیزی را میخواستم برایتان بفرستم متاسفانه که آدرس شخصی تان پیشم نیست لطفآ ID تان را برایم ارسال کنید . PARWAZ12@HOTMAIL.COM سبز و شاد باشید خالد از تخار

کریمه ملزم

سلام خالد عزیز .قربانیت پدر جان چه حال داری امید وارم با فامیل صحت و عافیت داشته باشی خدا وند را شکر گذارم که تورا در این وبکده میبینم سلام و احترامات منرا به پدر جانت و تمام اعضای فامیل وسیله شو عزیزم هر قدر زحمت کشیدم آدرس را که به من گذاشته بودی باز نشد میتوانی در پیام گذارم بنویسی ولی کمی درین زمینه مشکل دارماز دور میبوسمت خدا نگهدارت پدر من .[گل]

پاییز

سپاس از آمدن ات شاد باشی

درویش

سلام شاعرعزیز و توانا! ممنون که باز هم به چکیده ها سر زدید. بازهم از شعرتان لذت بردم. کمی زود تر بنویسید. اگر باز هم بیایید خوش می شوم و من شمارا به وب خود پیوند داده ام لطفن شما هم پیوند دهید؛ راستی اگر خواستی. بدرود

فانوس

کریمه جان عزیز سلام ازینکه سری به فانوس زدید متشکرم از آشنایی با شما بیشتر خوشحالم سروده های شما دلنشین استهمیشه موفق باشید

محسن گلکار

سلام به روزم با غزلي تا اينكه در چشم تو تصوير گناه افتاده است به گمانم كه منم در ته چاه افتاده است هي پلنگانه تو را مي جهمم اما انگار روي مهتاب تو از بيني ماه افتاده است و واژه هايي كه اولين بار چهارپاره مرا تجربه ميكنند با هر شب پرنده مي شوم اما بدون تو يك تلگراف ساده ي جنگ جهاني ام خرداد و تير من به لغايت رسيده اند ته مي كشد هميشه همين جا جواني ام و ديدن وبلاگ تازه تاسيس دوست عزيزم آقاي محمد علي داوطلب و شعر زيبايي كه مثل قطار در سر من سوت ميكشد امشب خيال اينكه به دادم نمي رسي www.mdavtalab.blogfa.com و منتظر باران نظراتت كه بيايي و بباري به اميد ديدار محسن گل كار

آصیف سعادت سویدن

هی خواهرم نمیدانم تا بکی ما اینگونه فریاد بزنیم وگوش های پنبه دار پنبه دار باقی بماند. بسا زیبا سرودی به درک که نشنیدن ما دنیای خیالمان را با آنها قسمت نمی کنیم. با شعر زیرک که زادگاه و گهواره ام بوده بروزم

-جنبش ادبیات غیر متعهد-

با عشق و ارادت كريمه ي عزیزم درود با اینکه من امروز 3 بار خودارزایی کرده ام هنوز شهوت در لغزش دستانم لهجه ی تند زنانگی می دهد سوار ترن من بشوید..بالا می رویم .. کلی لذت خواهیم برد یووووووووهوووووو با عشق و ارادتی دیگر شاد زی و مهربان مانی

نوری بهاران

سلام بهار می گذرد خزان حقیقت دارد حرف و اندیشه انسان حقیقت دارد یک دو روز خنده ای رندانه گل... پشت هر خنده ای گریان حقیقت دارد